Friday, January 14, 2011

Citizen index شهروند

Citizen index فهرست برخی از مطالب وبلاگ شهروند

سلام

برای دیدن کامل هر گزارش روی عنوان آن کلیک نمایید



· وطن

اگر عکس ها باز و دیده نشدند، یک راه دیده شدن عکس ها ی همراه متن ،  استفاده از فیلتر شکن های مختلف است

هنگامی که مطالب مربوط به هر بخشی را  کلیک نمودید ، به هر علت اگر برخی از عکس ها دیده نشدند ، شما نخست روی پیوند

و سپس پیوند
کلیک نمایید. در سایتی که باز می شود شما عکس ها را با امکانات بسیار فوق العاده ای خواهید دید از جمله روی هر عکس که کلیک نمایید در اندازه ی بزرگتر باز شده و نقشه ی دقیق محل عکس برداری، همراه با جی پی اس ، موقعیت دقیق آن محل به نمایش در می آید. شما هر گاه قصد بازدید از آنجا را داشته باشید دیگر هرگز مانند نگارنده، که برای اولین بار به آنجا ها می رفتم و قبلاً چنین راهنمایی هایی را در جایی ندیده بودم ،راه را گم نمی کنید و سرگردان نمی شوید.این قسمت ها در حال تکمیل شدن است و هر روز به تعداد عکس ها و کیفیت آنها افزوده می گردد. هیچ دستگاه دولتی تا کنون توفیق انجام چنین کاری با این وسعت و دقت را نداشته است.
در آلبوم های زیر نیز می توانید با امکانت متفاوت دیگری عکس ها را ملاحظه نمایید
و سپس روی پیوند های

  کلیک نمایید. وارد وبگاه  دیگری از نگارنده خواهید شد ، حال روی هر بخش که  مورد نظر شماست  کلیک نمایید ، تمام عکس ها ی آن قسمت را خواهید دید. گر در آن وبگاه روی عنوان  slide show
کلیک نمایید عکس ها را به صورت پویانمایی زیبایی مشاهده خواهید فرمود. پیشنهاد  می   کنم نخست مطالب و عکس های این وبلاگ را ببینید سپس هر جا لازم بود که  عکس های آن متن ها را دوباره کاملتر ببینید به بخش آلبوم عکس ها بروید.

راه دیگر برای دیده شدن عکس ها همراه متن ها، استفاده از فیلتر شکن های مختلف است که آنرا روش مطلوبی نمی دانم ولی متاسفانه دولت با فیلتر های بسیار شدید و کور خود ، کاری می کند که مردم بناچار و برخلاف میل باطنی برای دیدن سایتهای مفید که محتوای غیر اخلاقی هم ندارند مجبور به استفاده از فیلتر شکن می شوند.وبگاه های اینجانب فیلتر نشده اند ولی دولت سرور های اصلی را به گونه ای فیلتر نموده که معمولا در هیچ وبگاه متعلق به بلاگ اسپات یا همان بلاگر معروف عکس ها دیده نشود.البته  آی اس پی های ایران یا همان شرکت هایی که خدمات اینترنتی ارائه می دهند، از نظر فیلتر نمودن با هم متفاوت هستند. یک راه هم استفاده از خطوط وی پی ان  vpn است .گردشگری مشهد

Posted by Mohsen Moossavi in 10:34:43 | Permalink | Comments Off

Thursday, April 10, 2008

Hi سلامي چو بوي خوش آشنايي


Normal
0

false
false
false

EN-US
X-NONE
FA

MicrosoftInternetExplorer4

سلامي چو بوي خوش آشنايي به آن مردم ديده ي روشنايي

براي ديدن كامل محتويات وبلاگ ها و سايت ها روي تاريخ ها یا آرشیو صفحه و يا روي عناوین آخرین یادداشت ها و تگ ها كليك نماييد. به عنوان مثال در وبلاگ مربوط به عكاسي بيش از يك كتاب مطلب مصور وجود دارد. در وبلاگ گردشگری مشهدروی تاریخ های سمت راست صفحه ، که کنار آن شکلی مانند مثلث قرار دارد ، کلیک کنید تا فهرست تمام مکانهای معرفی و عکاسی شده را بتوانید مشاهده نمایید. با کلیک نمودن روی هر عنوان باز شده ، محتوای مربوط به آن به نمایش در می آید.

برای اغلب این عکسها مجبور بودم مسافتهای زیادی را پیاده طی کنم. تنهایی ، گم کردن مسیر در برف و کولاک زمستانی و دیگر خطرهای فراوان طبیعت گردیهای انفرادی ، خود داستانهای دیگری دارد که امیدوارم فرصتی برای بیان آنها پیش بیاید. اگر روی عکس هایی که نشانه موس روی آن فعال می شود، کلیک نمایید، اندازه ی بزرگتری از آن عکس را خواهید دید، مانند وبلاگ گردشگری مشهد ، که در حال حاضر یک مرجع اینترنتی، در مورد گردشگری مشهد و دیدنیهای اطراف آن است.امیدوارم توانسته باشم با ارائه این کارها، گامی به سوی نشان دادن چهره ی خوبی از ایران و ساخت جامعه ای سالم تر برداشته باشم.

اصل عكسها در آرشيو موجود و قابل چاپ در ابعاد بزرگ و همچنین قابل چاپ روي تابلو هاي فلكسي مي باشد. بديهي است از سفارشهاي مناسب و مفيد براي جامعه، استقبال مي کنم. همچنين از همكاري هایی که برای مردم ایران مثبت و سازنده باشد چه با بخشهاي دولتي، سازمان ها ، ارگان ها ، اداره ها و … و چه با بخشهاي خصوصي در هر مکانی که باشند، استقبال می کنم . هر گونه همكاري عزیزان ایرانی در جهت ارائه تسهيلات براي خدمت هاي علمي ،فرهنگي، و هنري به جامعه بیش از هر چیز، نشان از درایت و دور اندیشی آنها دارد. مسئولین شهر ها و استان های مختلف نیز می توانند عکس برداری از محلهای گردشگری خود را سفارش دهند. بدیهی است کاری که توسط فردی صورت گیرد که هم تخصص های لازم را دارد و هم انگیزه ، اشتیاق و عشق این کار را ، حاصل کار قابل مقایسه با کار های فرمایشی و دولتی نخواهد بود.

درآمد کشور ترکیه از صنعت توریست چندین برابر درآمد کشور ما از این صنعت گردشگری است. در صورتیکه جاذبه های دیدنی و توریستی کشور ترکیه قابل مقایسه با کشور متمدن و بزرگ ما نیست. توجه به امر گردشگری یعنی کوتاه ترین ، کم هزینه ترین و عاقلانه ترین کار برای ایجاد هزاران فرصت شغلی ، خود باوری هموطنان گرامی،… و رشد و شکوفایی ایران بزرگ. با توجه به بحران های انرژی و اتمام دیر یا زود منابع از جمله منابع نفتی کشور ، اگر از هم اکنون که دیر هم شده به فکر جایگزینی درآمد های دیگر چون گردشگری و توصعه علم و صنایع نباشیم ، آینده ی نزدیک بسیار تباه شده ای خواهیم داشت . برای نجات کشور هیچ راهی بجز تعامل سازنده و تلاش همگانی وجود نداشته و ندارد.

اميد وارم مردم عزيز و مسئولین گرامي به اينگونه تلاش هاي سازنده و با تأثير عميق و مثبت در جامعه جهاني ، توجه و حمايت بيشتري مبذول دارند. حمايت از اينگونه طرح ها وبرنامه ها ، حمايت از كيان و بزرگي و عظمت تمام مردم ايران و كشور عزيزمان مي باشد .البته باید در نظر داشت که هیچ کس به اندازه ی خود مردم ، قادر به کمک کردن به یکدیگر و همیاری برای ساخت کشور و دنیایی بهتر، نیست. لذا نباید زمان را به امید یاری دولت از دست داد. گر چه وظیفه ی اصلی دولت برنامه ریزی درست و همیاری با اندیشمندان و دیگر افراد جامعه برای ایجاد جامعه ای پویا تر است و باید بستر مناسب برای رشد بیشتر را فراهم کند. اگر من در اینجا سخنی از کمک دولت بردم در واقع از این راه دولت بیشتر به کارآیی خود کمک می کند تا اینکه به شهروند یا متفکری ویژه کمک کرده باشد، ولی مسئله این است که درک این موضوع برای بعضی از دولت مردان کشورهای جهان سوم ، خیلی راحت نیست. به خاطر نبود این تعامل سازنده است که در این جوامع، دولت ،مردم و متفکران همه زیان می بینند و هیچکدام نمی توانند کار آیی لازم را داشته باشند.

یک بار یک دانشجوی خارجی از استادپرفسور محمود حسابی پرسید، “می گویند شما از جهان سوم آمده اید ،جهان سوم چگونه جایی است؟ ” استاد جواب دادند ” جهان سوم جایی است که اگر بخواهی کشورت را آباد کنی، خانه ات خراب خواهد شد و اگر بخواهی خانه ات آباد شود باید در تخریب کشورت بکوشی “. لذا کسانی که در راه سازندگی ایران بزرگ گام بر می دارند، خوب آگاه هستند که ساختن کشورشان، چه خانه خرابی برای آنها در پی خواهد داشت، ولی ترجیح می دهند خانه خودشان به بهای آبادی کشورشان خراب گردد. برای آنها بسیار آشکار است که به آن صورت خیری از دولتها نخواهند دید ولی مراوده با دولت را بخاطر کمک به کشورشان خواهند داشت. آنها در هر کجای دنیا که هستند، بجای نق زدن، آستین همت بالا می زنند و به سهم توانایی که دارند در جهت آبادی کشورشان می کوشند. حال اگر دولت و مردم به آنها یاری رساندند که چه بهتر وگر نه در سخت ترین شرایط ممکن هم به سبز بودن و سازندگی کشور خود، ادامه می دهند. تا کنون نیز ، استانداری ، فرمانداری ، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ،اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، شورای اسلامی شهر مشهد ، و هیچ نهاد یا سازمان یا ارگانی ، برای این همه زحمت ، هزینه و تلاش انجام گرفته ، هیچ گونه کمکیانجام نداده اند. در صورتی که از اولین هدف های دولت باید یاری رساندن به نهاد های مفید مردمی و استفاده ی درست از تلاش و طرح های آنها باشد. این نامبردگان محترم میلیارد ها تومان در سال در جهت ایجاد دولت الکترونیک هزینه می نمایند ولی همانگونه که در عمل مشاهده می نمایید ، کار آن عزیزان که از هزاران امکانات و صدها متخصص هم استفاده می نمایند، قابل رغابت با کارهایی که یک نفر ایرانی از روی عشق و علاقه انجام می دهد، نیست. سالهای زیادی در زمینه های مختلف علمی ، هنری ، پژوهشی و … با عشق و علاقه زیاد کار شده است ، تا اینکه شما شاهد یک درصد از کار هایی باشید که فهرست آنها در پیوند های زیر خواهد آمد. بدیهی است ما همیشه به خاطر مثبت اندیشی ، منتظر یاری رسانی دولتی و غیر دولتی ، برای به ثمر رساندن طرح هایی که به آبادانی کشورمان و ساخت جامعه ی سالم تر کمک کند ، هستیم . هر قدمی که آنها برداند، از طریق همین سایتها و وبلاگها و رسانه های جمعی دیگر ، برای تشویق دیگران ، اطلاع رسانی خواهد شد. بنا بر این امیدواریم مدیران ما تلاش سازنده ای داشته باشند تا مردم وجود آن عزیزان را به عنوان عناصری سازنده و برنامه ریزانی آگاه ، حس کنند.از تشویق های ایرانیان خارج کشور که نهایت سعی خودشان را برای خدمت به ایران انجام می دهند، نهایت تشکر را دارم. ما می توانیم هر جی دنیا که هستیم و هر پست و شغلی که داریم ، برای ساخت ایرانی بهتر و سالم تر دست به دست هم داه ، به کمک هم بشتابیم و نوآوری داشته باشیم در ایجاد حکومت مجازی و حقیقی دانایان و مصلحان اجتماعی. باور نمایید با رشد تکنولوژی امروز این کار بسیار ساده است، فقط کمی همت می خواهد که خوشبختانه ایرانیان سرآمد شگفتی سازان گیتی هستند و می توانند باشند.

اندیشمند حکومتی هرگز نمی تواند کار اندیشمند مستقل را انجام دهد،هنرمند حکومتی هم همین طور. این افراد متفکر و مستقل، هسته ی اصلی تولید دانش و قدرت اصلی جامعه هستند. ما به مفاخر خود کم توجهی کرده ایم. در مورد کم توجهی به مولوی شاعر بزرگ ایران، آن به سرمان آمد که دیدیم ترکیه ادعای از خود دانستن او را دارد.در مورد بزرگان دیگر باید با توجه بیشتر به آنها، جلوی از آن خود نمودن مفاخرمان، توسط کشورهای دیگر را بگیریم. بزرگترین اشتباه دولت ها می تواند استفاده و حمایت نکردن از این اندیشمندان و هنرمندان مستقل باشد. اینها استخوان بندی اصلی هر ملتی را تشکیل می دهند. این گروه از انسانها با چنان عشق و علاقه و انگیزه ای کار می کنند که به راحتی می توانند دنیایی را تحت تأثیر اندیشه و هنر خود قرار دهند. نمونه ی بارز آن پروفسور محمود حسابی بزرگ مرد علم ، اندیشه و عشق به ایران است. او مردی است که فقط اگر بخواهیم عنوان کار هایی که برای کشور ایران انجام داده است را بنویسم، خود کتابی خواهد شد. او بزرگترین انسانی است که افتخار یافتم از نزدیک او را ببینم و بعد نیز با پسر برومند و خوش فکرشان جناب مهندس ایرج حسابی آشنا شدم. شاید بتوان گفت تا کنون بزرگ مردی این چنین مخلص و کوشا مانند دکتر محود حسابی را، ایران بخود ندیده است. او یکی از بزرگترین و بهترین الگو ها برای بشریت است. در نتیجه اگر حکومتها به متفکران مستقلی مانند آنها متکی نباشند ، در مدیریت عاقلانه کشور به بیراهه خواهند رفت و از درون فرو خواهند ریخت و همراه خود کشور بزرگی را نابود خواهند کرد. بنا بر این، کمک گرفتن از متخصص های علاقه مند و عاشق فعالیت های سازنده، بسیار حیاتی است و زمینه ی رشد کارآیی و ایجاد انگیزه ی بیشتر در کارمندان دولت، نیز فراهم خواهد گردید. فکر می کنم تجارب روی داده در کشور ما و دیگر کشورها ، آنقدرکافی باشد که بفهمیم مفید و متعهد بودن واقعی هیچ ارتباطی به شکل ، قیافه و مسلک و مرام ندارد، بلکه بیشتر به اندیشه ، کارآیی ، انگیزه وعمل افراد بستگی دارد. با کمی احترام و اعتماد به یکدیگر ،به مراتب دنیای بهتری را خواهیم ساخت. من به تمام شما هم وطنان گرامی سلام می کنم ، سلامی برای ایجاد موج جدیدی از سازندگی و احترام و اعتماد به یگدیگر، سلامی چو بوی خوش آشنایی.

با تشكر از شما که افتخار میزبانی به من دادید.

محسن موسوي زاده


در صورت تمایل به ارائه پیشنهاد ، انتقاد و یا همکاری ، می توانید شماره تماس یا ایمیل خود را به آدرس اینترنتی زیر ارسال نمایید.

mohsenmoossavi at yahoo.com

لطفاً بجای

at

علامت

@

بگذارید.


دیگرسايتها و وبلاگهای مربوط به نگارنده

سايت مرجع


پوپک

http://poopak.blog.com/


گردشگری مشهد و دیدنیهای اطراف آن

http://mashhadtour.blogspot.com/


كمك به ساخت جامعه اي بهتر با طرح ها و نظارتهاي شهروندي

http://shahrvandan.blogspot.com/

http://shahrvand.blog.com/


اکوتوریسم ، گردشگری بومی ، گردشگری طبیعت

http://ecotourism.blog.com/


پارك آموزش

http://mohsenmoossavi.persianblog.com/


چگونه می توان سالم تر زندگی کرد ؟

http://health.blog.com/


درمورد عكاسي و كاربرد عكس در زندگي

http://artphotography.blogsky.com/


داستان هاي مستند و مصور

http://realtale.blogspot.com/


اوريگامي يا هنر كاغذ و تا

http://iranorigami.blogspot.com/

http://origam.blog.com/


پارك آموزش

http://parkeamoozesh.blogspot.com/


عکس

http://www.flickr.com/photos/moossavi/


مرجعي بزرگ از عكسهايي در مورد طبيعت تمام دنيا

http://www.flickr.com/groups/natureart/


مرجعي بزرگ از عكسهاي طلوع و غروب سراسر دنيا

http://www.flickr.com/groups/sunriseandsunset


برخي از طرح ها و كارهاي انجام شده توسط نگارنده

http://mohsen-moossavi.blogspot.com/


معرفی تصویری شغل های ایرانی به ویژه هنری

http://iranjobs.blogspot.com/


پروفسور محمود حسابی

http://hessaby.blog.com/


گردشگری خراسان

http://khorasantour.blogspot.com/


گردشگری خراسان

http://khorasantour.blog.com/


مقالات

http://www.aftab.ir/articles/user_articles.php?u=mohsenmoossavi



گردشگری مشهد ، اريگامي ، هنر کاغذ و تا ، پوپک ، پارک آموزش، آموزش ، عكس ، هنر، عكاسي ، نقدعكس ، گالري ، نمايشگاه عكس ، ايران ، مشهد ، طبيعت ، محسن موسوي زاده ، گردشگری خراسان رضوی ، گردشگری خراسان ، گردشگری ایران ، کوهسنگی ، فردوسی ، گنبد سبز ، آرامگاه نادری ، موزه مشهد ، هتل های مشهد ، دیدنی های مشهد و اطراف آن ، دیدنیهای مشهد و اطراف آن ، گردشگری مشهد ، حرم امام رضا ، طرقبه ، شاندیز ، هنر عکاسی ، راهنمای گردشگری مشهد ، آموزش مدیریت گردشگری، دانشگاه گردشگری، راهنمای گردشگری خراسان ، توسعه سبز ، راهنمای گردشگری ایران ، راهنمای گردشگری ، عکسهای طبیعت ، آرامگاه فردوسی ، عطار ، کمال الملک ، خیام ، تخت جمشید ، کورش ، داریوش ، رستم ، کنگ ، زشک ، عنبران ، کلات ، طرقبه ، چالیدره ، منطقه گدشگری بینالود، بند گلستان ، سد گلستان ، ازغد ، مایان ، نقندر ، اخلمد ، گلمکان ، غار مغان ، عکاسی حرفه ای ، آموزش عکاسی ، محسن موسوی ، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی ، خیابان پوپک، توسعه سبز، اکوتوریسم ، توریسم بومی ، توریسم طبیعت ، گردشگری بومی ، گردشگری طبیعت ، ، شهروند ، شهرآرا ،

Mashhad Tourism , Iran Tourism, Origami, Mashhad Tour, Education, Photo, Picture, Art, Iran, Mashhad, review, Nature, art photography, Mohsen Moossavi ,photography, mashhad-tourist, Khorasan Tour, Khorasan Tourism, Iran Tour, poopak , fotopic, foto art, Koohsangi, Jaghargh, zoshg, poopak, Torghabeh , green development, anbaran , Kang , Mohsen Mousavi , Naghondar , Chalidareh, Bande golestan, Golestan Damp, Nishabour, Mashhad Tour , Kalat , Shandiz , Picnic guide , Nature art gallery, Azghad, Mayan, eco-tourism , eco tourism , ecotourism , citizen , ferdowsi , Khayyam , attar ,


Posted by Mohsen Moossavi in 05:32:25 | Permalink | Comments (4)

Wednesday, April 2, 2008

آدرس دیگری برای وبلاگ شهروند

با سلام
چون این سرویس دهنده محدودیت دانلود دارد و از چندان مدیریت خوبی نیز برخوردارنیست در صورتی که عکسها دیده نشدند یا خواستید مطالب جدید تر را نیز ببینید روی پیوند زیر کلیک نمایید

آدرس مطالب کامل تر شهروند

Normal
0

false
false
false

EN-US
X-NONE
FA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:”";
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin:0cm;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

كمك به ساخت جامعه اي بهتر با طرح ها و نظارتهاي شهروندي

http://shahrvandan.blogspot.com/

Posted by Mohsen Moossavi in 19:07:57 | Permalink | Comments Off

Wednesday, March 5, 2008

بهره وری بیشتر از آداب و رسوم ملی

بهره وری بیشتر از آداب و رسوم ملی

مردم ایران ما سنتها ی دیرینه ای دارند که علی رغم صدها جنگ ، هنوز با قوت و قدرت تمام به شکوفایی خود ادامه می دهند. این سنت ها ی کهن ، بزرگترین  مایه دلخوشی و همبستگی ملتی بزرگ به نام ایران در سراسر گیتی است. این سنتها و مراسم به همراه آثار و سرمایه های درخشان یک تمدن کهن ، تنها چیز های باقی مانده از یک هویت ملی است.

 خیلی آثار و دلخوشی های دیگر را جنگ های مختلف از جمله جنگ ایران و اعراب از بین برد و سنتهای نا مأنوس و سراسر ماتم خود را ، جایگزین سنت ها و باور های شاد و سازنده ی ملی و میهنی ما نمودند. در اغلب موارد ما کاسه از آش داغ تر شدیم و در نتیجه آن به سرمان آمد که فاجعه ها ی برآمده از آن را ، در تمام ابعادش شاهدیم. وقتی که فرهنگ مملکتی را سراسر ماتم فرا گیرد ، نتیجه این می شود که می بینید بیشترین بیماری های روحی و روانی ، بیشترین اعتیاد  ، بیشترین فرار از خانه ، بیشترین مهاجرت و گریز از وطن ، بیشترین قاچاق انسان ها ، رتبه چهارم طلاق در دنیا و…  در این ایران عزیز رخ داده است . بیشتر ما در به وجود آمدن این بحران ها مقصر هستیم. شادی در این ملک از گناهان کبیره شده و غم و اندوه و گریه ، از نشانه های بزرگواری و تشخص و وارسته بودن به شمار می رود. پوشش لباسهای با رنگ های شاد ، از جرم های نابخشودنی به حساب می آید و پوشیدن لباس های تیره و غم آور ، نشانی از انسان های نیک گردیده است.

در یک جامعه پویا و سالم ، اولین چیزی که شهروندان نیاز دارند ، شادی، نشاط و تحرک است. اگر در جامعه ای این عوامل وجود نداشته باشد ، می توان گفت آن جامعه حیات و پویایی خود را از دست داده است ، زیرا در این جامعه محال است که شما حتی یک نشانه و نماد ی از زندگی سالم و هیجان انگیز و پویا را ببینید.

برای حفظ یک انسجام ملی ، برای دمیدن روح انسانی و طراوت به مردم یک مرز و بوم ، ما نیاز به حفظ و گسترش سنت های خوب و دیرینه ی آن دیار را داریم. یکی از این سنت ها عیدهایی مانند نوروز و مهرگان و … است. از دیگر مراسم بسیار نیک مراسم روز طبیعت یا سیزده بدر می باشد. یکی دیگر از این مراسم شاد و هیجان انگیز مراسم چهار شنبه سوری است.

از وظایف مهم همه ی ما این است که تدابیری بیندیشیم تا این مراسم با بهترین کیفیت و کمترین زیان به مردم ، سرمایه های ملی و به طبیعت ، برگزار گردد.

بعد از انقلاب ، ما بجای آشتی با هم دیگر و با سنت های دیرینه ی خود ، طبل جنگ و مخالفت با سنتهای سازنده و هویت بخش را داشتیم ، و نتیجه این شد که می بینید. حال پرسش این است که چه وقت و زمانی و با چه هزینه ی گزافی باید به خود بیاییم و اینقدر تیشه به ریشه سلامت ، سعادت ، سربلندی ، شرف و توسعه ی سبز ملت خود نزنیم؟ از اینکه عمری بجای تعامل و گفتگوی سازنده ، بجان هم افتادیم چه نسیبی بردیم؟ آیا غیر از این است که دود تمام این مشکلات پیش آمده به چشم همه ما رفته و می رود؟ آیا وقت آن نرسیده که به همت والای هم، ایرانی شادتر و سالم تری بسازیم؟

انسان های اندیشمند از پتانسیل های موجود برای ساخت جامعه ای سالم و پویا تر و ایجاد همبستگی بین مردم یک مرزو بوم ، استفاده ی بهینه می کنند. مانند مراسمی که هر ساله در روز های ویژه ای در ردیو ژانیرو انجام می شود . در آن روز ها میلیون ها توریست برای دیدن این مراسم به آنجا سفر می کنند به این ترتیب ، هم شادی و توان یک ملتی گسترش می یابد و هم به اقتصاد و پیشرفت همه جانبه آن کشور نیز کمک می شود.

حال وقتی می گوییم جهانی باید اندیشید و منطقه ای عمل نمود ، در مورد مراسم ملی ، می توان بجای اختلاف و دعوا و در مقابل هم قرار دادن دولت و مردم ، با کمی برنامه ریزی درست و مدیریت اندیشمندانه تر در بهره وری مدبرانه از مراسم ملی میهنی ، به ایجاد همبستگی بیشتر بین تمام ایرانیان و حتی جذب گردشگر ها ی خارجی ، همت گماشت. یکی از این مراسم ، همین مراسم چهار شنبه سوری و پتانسیل میلیونی آن است.

به عنوان یک طرح پیشنهاد می شود، جلسات هم اندیشی بین متفکرین جامعه ، نمایندگان مردم ، شهرداری ها، ناجا ، استانداری، نهاد های مردمی ( NGO ) و … صورت گیرد و تدبیری اندیشیده شود که ضمن بی خطر انجام شدن این مراسم ، گامی در جهت همبستگی ملی و میهنی نیز برداشته شود. بدیهی است که برای بهتر برگزار شدن آن و جذاب بودن از دید گردشگرهای خارجی ، می توان طرح هایی را ارائه و اجرا نمود.

می توان مواد محترقه ی استاندارد و بی خطر را در اختیار علاقه مندان گذاشت. محل های ویژه ای که مناسب این مراسم هستند ، را در نظر گرفت و به اطلاع خانواده ها رساند. محلهایی برای افراد مجرد و محل هایی برای خانواده ها ، تا همه بتوانند بدون خطر و خصارت ، به شادمانی و اجرای مراسم بپردازند.

این اقتدار نیست که نوجوان ها را بگیریم و در بازداشت گاه هایی زندانی کنیم که آدم های بزرگسال و خطرناکی با آنها چندین روز در یک محل باشند. یا با ضربه باطوم یک مأمور محترم یا یک پلیس گرامی ، جوانی فلج شود و یک عمر گوشه خانه بیفتد.

پیشگیری یکی از ویژه گیهای انسان های عاقل و اندیشمند است . بیاییم عاقلانه ، انرژی فوق العاده زیاد این مراسم را ، در جهت سود رسانی به جامعه بکار بریم. تا هنوز فرصت باقی است ، کار هارا بیش از این خراب نکنیم.اگر یک صدم فکر مقابله و تخریب را ، در راستای تفکر و چاره جویی صحیح و بدون تعصب بکاربریم ، به توفیق و پیروزی بیشتر و سازنده تری دست خواهیم یافت. به امید اینکه آنروز امروز باشد.

محسن موسوی زاده

طراح و برنامه ریز   

      http://poopak.blog.com

       http:// mashhadtour.blogspot.com

 

  

Posted by Mohsen Moossavi in 04:05:52 | Permalink | Comments Off

Monday, February 25, 2008

بیا تا گل بر افشانیم به مناسبت فرارسیدن بهار

  بیا تا گل بر افشانیم  

با سلام و احترام خدمت شما عزیزان

مردم ایران ما سنتها ی دیرینه ای دارند که علی رغم صدها جنگ ، هنوز با قوت و قدرت تمام به شکوفایی خود ادامه می دهند. چه بخواهیم و چه نخواهیم این سنت ها تنها مایه دلخوشی و همبستگی ملتی بزرگ به نام ایران در سراسر گیتی است. این سنتها و مراسم تنها چیز های باقی مانده از یک هویت ملی است. خیلی آثار و دلخوشی های دیگر را جنگ های مختلف از جمله جنگ ایران و اعراب از بین برد و سنتهای نا مأنوس و سراسر ماتم آنها را ، جایگزین سنت ها و باور های شاد و سازنده ی ملی و میهنی ما نمود. در اغلب موارد ما کاسه از آش داغ تر شدیم و در نتیجه آن به سرمان آمد که فاجعه ها را در تمام ابعادش شاهدیم. وقتی که فرهنگ مملکتی را سراسر ماتم فرا گیرد ، نتیجه این می شود که می بینید بیشترین بیماری های روحی و روانی ، بیشترین اعتیاد  ، بیشترین فرار از خانه ، بیشترین مهاجرت و گریز از وطن ، بیشترین قاچاق انسان ها ، رتبه چهارم طلاق در دنیا و…  در این ایران عزیز رخ داده است . همه ما در بوجود آمدن این بحران ها مقصر هستیم. شادی در این ملک از گناهان کبیره شده و غم و اندوه و گریه ، از نشانه های بزرگواری و تشخص و وارسته بودن به شمار می رود. پوشش لباسهای با رنگ های شاد ، از جرم های نابخشودنی به حساب می آید و پوشیدن لباس های تیره و غم آور ، نشانی از انسان های نیک گردیده است.

در یک جامعه پویا و سالم ، اولین چیزی که شهروندان نیاز دارند ، شادی، نشاط و تحرک است. اگر در جامعه ای اینها وجود نداشت ، بر او نمرده به فتوای من ، نماز کنید ، زیرا در این جامعه محال است که شما حتی یک نشانه و نماد ی از زندگی سالم و هیجان انگیز و پویا را ببینید.

برای حفظ یک انسجام ملی ، برای دمیدن روح انسانی و طراوت به مردم یک بوم و بر ، ما نیاز به حفظ و گسترش سنت های خوب و دیرینه ی آن مرز و بوم داریم. یکی از این سنت ها عیدهایی مانند نوروز و مهرگان و … است. از دیگر مراسم بسیار نیک مراسم روز طبیعت یا سیزده بدر می باشد.یکی دیگر از این مراسم شاد و هیجان انگیز مراسم چهار شنبه سوری است.

از وظایف مهم همه ی ما این است که تدابیری بیندیشیم تا این مراسم با بهترین کیفیت و کمترین زیان به مردم ، سرمایه های ملی و به طبیعت ، برگزار گردد. ما بجای آشتی با هم دیگر و با سنت های دیرینه ی خود ، طبل جنگ و مخالفت با سنتهای سازنده ای را داشتیم و نتیجه این شد که می بینید. حال پرسش این است که چه وقت و زمانی و با چه هزینه ی گزافی باید به خود بیاییم و اینقدر تیشه به ریشه سلامت ، سعادت ، سربلندی ، شرف و توسعه ی سبز ملت خود نزنیم؟ از اینکه عمری بجای تعامل و گفتگوی سازنده ، بجان هم افتادیم چه نسیبی بردیم؟ آیا غیر از این است که دود تمام این مشکلات پیش آمده به چشم همه ما رفته و می رود؟ آیا وقت آن نرسیده که به همت والای هم، ایرانی شادتر و سالم تری بسازیم؟

انسان های اندیشمند از پتانسیل های موجود برای ساخت جامعه ای سالم و پویا تر و ایجاد همبستگی بین مردم یک مرزو بوم ، استفاده ی بهینه می کنند. مانند مراسمس که در ردیو ژانیرو انجام می شود و در آن روز ها میلیون ها توریست به کشورشان سفر می کنند و ظمن شاد و پر توان شدن یک ملتی ، به اقتصاد و پیشرفت همه جانبه آن کشور نیز کمک می شود.

حال وقتی می گوییم جهانی باید اندیشید و منطقه ای عمل نمود ، یکی از این مورد ها که می تواند بجای اختلاف و دعوا و در مقابل هم قرار دادن دولت و مردم ، به ایجاد همبستگی و حتی جذب گردشگر ها ی خارجی منجر گردد ، همین مراسم چهار شنبه سوری و پتانسیل میلیونی آن است.

به عنوان یک طرح پیشنهاد می کنم جلسات هم اندیشی بین متفکرین جامعه ، نمایندگان مردم ، شهرداری ها، ناجا ، استانداری، نهاد های مردمی ( NGO ) و … صورت گیرد و تدبیری اندیشیده شود که ظمن بی خطر انجام شدن این مراسم، گامی در جهت همبستگی ملی و میهنی نیز برداشته شود. بدیهی است که برتی بهتر برگزار شدن آن و جذاب بودن برای گردشگرهای خارجی هم می توان طرح هایی را ارائه و اجرا نمود.

می توان مواد محترقه ی استاندارد و بی خطر را در اختیار علاقه مندان گذاشت. محل های خاصی که مناسب این مراسم هستند را در نظر گرفت و به اطلاع خانواده ها رساند. محلهایی برای افراد مجرد و محل هایی برای خانواده ها ، تا همه بتوانند بدون خطر و خصارت ، به شادمانی و اجرای مراسم بپردازند.

این اقتدار نیست که نوجوان ها را بگیریم و در بازداشت گاه هایی زندانی کنیم که آدم های بزرگسال و خطرناکی با آنها چندین روز در یک محل هستند. یا با ضربه باطوم یک انسان محترم بسیجی یا یک پلیس گرامی ، جوانی فلج شود و یک عمر گوشه خانه بیفتد.

پیشگیری یکی از ویژه گیهای انسان های عاقل و اندیشمند است . بیاییم عاقلانه ، انرژی فوق العاده زیاد این مراسم را ، در جهت سود رسانی به جامعه بکار بریم. تا هنوز فرصت باقی است ، کار هارا بیش از این خراب نکنیم.اگر یک صدم فکر مقابله و تخریب را ، در راستای تفکر و چاره جویی صحیح و بدون تعصب بکارببریم ، به توفیق بیشتر و سازنده تری دست خواهیم یافت.

محسن موسوی زاده   

      http://police.blog.com

 

      http://poopak.blog.com

  

Posted by Mohsen Moossavi in 10:29:18 | Permalink | Comments Off

Sunday, February 24, 2008

اکوتوریسم Eco-Tourism


   اکوتوریسم   Eco-Tourism

                                           محسن موسوی زاده   
http://mashhadtour.blogspot.com

 

اکوتوریسم در ایران بنام گردشگری بومی ، گردشگری طبیعت و گردشگری سبز هم ترجمه شده که معنی مطابق با اهداف اکوتوریسم را  ندارند. با شرحی که در این مورد خواهد آمد شما با این واژه و تاریخچه و دلیل به وجود آمدن آن ، کاملاً آشنا خواهید شد.
در اینجا بهتر است برای باز شدن مطلب به گونه های مختلف گردشگری ها اشاره کنیم.

 

گونه های مختلف گردشگری
1.    اکوتوریسم “Eco-Tourism”  عبارت است از:
 « گردشگری مسئولیت پذیر و پاسخگو به محیط های طبیعی به گونه ای که بافت طبیعی آنجا حفظ گردد و به افزایش رفاه اجتماعی افراد بومی آن منطقه نیز بیانجامد.»
  بنا بر این قدم زدن در جنگل های بارانی اکو توریسم نیست.
2.    گردشگری های ماجراجویانه Adventure Travel:    
گردشگری با کانو ( نوعی قایق کوچک) در دل رودخانه ی آمازون یکی از انواع اینگونه مسافرت هااست.حال گردشگری ها ی ماجراجویانه نرم داریم که دارای خطر پذیری کمتری است و نیاز به وسایل تخصصی ندارد و هم گردشگری ها ی ماجراجویانه سخت داریم که خطر پذیری بیشتری دارد و به وسایل تخصصی نیز نیاز دارد مانند صخره نوردی یا کوه نوردی های مشکل مثل قله هیمالیا.
3.    گردشگری محافظت کننده Sustainable Tourism:
هر نوع گردشگری که منابع موجود در محیط را کاهش ندهد و مانع استفاده ی گردشگران در آینده از آن محیط نشود را 3.          گردشگری محافظت کننده می نامند. اگر ورود یک گروه از گردشگران به یک محیط خاص منجر  به وارد شدن آسیب به حیوانات یا گیاهان آن محیط شود ، از این نوع مثبت گردشگری محسوب نمی گردد.قایق سواری کایاک روی رود خانه های آزاد بدون زیان زدن به محیط ، از این گونه گردشگری به حساب می آید.
 این گونه از گردشگری به دو نوع زیر نیز تقسیم می شود.
§        گردشگری پاسخگو  Responsible Tourism:  
گردشگر با برنامه ریزی تغییر های نا مطلوب در محیط را به حداقل می رساند. وقتی که در کمپینگ های حیاط وحش با عبارت « اینجا را به گونه ای ترک کنید که ردی بجای نماند.» که یکی از اصول اخلاقی مهم است روبرو می شویم، حکایت از این  گونه گردشگری دارد.ولی شن نوردی با درشکه یا ماشین از این گونه گردشگری محسوب نمی گردد.
§        گردشگری بر مبنای طبیعت  Nature-Based Tourism:  
این گونه گردشگری روی خود طبیعت تمرکز می کند.
4.    گردشگری سبز   Green Tourism:   
اغلب این گونه از گردشگری با اکوتوریسم یا گردشگری محافظت کننده مبادله ی به معنی می شود، اما با دقت بیشتر می توان آن را این گونه معرفی کرد که عبارت است از « هر فعالیت یا تهیه امکاناتی در طبیعت که به روش طبیعت دوست دارانه انجام شود.» نصب کمپینگ و چادر در جاهای مناسب تر  ایجاد محل هایی برای سرویس های بهداشتی مناسب محیط، استفاده از انرژی های خورشیدی ،از جمله ی گردشگری سبز می باشد.

 

5.    گردشگری ورزشهای مختلف    Tourism  Multi-Sport
این گونه گردشگری ببیشتر روی فعالیتهای فیزیکی تمرکز دارد.مانند کوه نوردی، موج سواری، غواصی،اسکی روی آب و غیره. تمام موارد مشابه در این دسته بندی قرار می گیرند. بسیاری از شرکت های وابسته به این گونه فعالیت ها مایلند محیط مربوطه سالمتر بماند تا همیشه قابل استفاده باشند.
6.    گردشگری فرهنگی  Cultural Tourism:  
تمرکزدر مبادله و مشاهده فرهنگ های بی نظیر از ویژه گیهای گردشگری فرهنگی است. مفهوم یادگیری از فرهنگ های دیگر برای بسط دید گاه های شخصی و ایجاد روشن بینی و روشن نگری ، هسته با ارزش اینگونه ی گردشگری محسوب می گردد. اینکه مشاهده کنید یک پیشه ور چگونه یک قالی را می بافد و از آنها در مورد لباسهای سنتی آن منطقه چیز هایی بیاموزید، در زمره ی گردشگری فرهنگی و تمدنی قرار می گیرد. ولی خرید یک قالیچه یا گبه از یک فروشگاه بدون هیچگونه تبادل فرهنگی ، در زمره ی گردشگری فرهنگی ، نمی گنجد.
روشن است که تمام این تعریف ها قابل بحث است. انچه که یک شخص «اکو» می نامد ، شخص یا شرکت دیگر ممکن است آنرا «مسئولیت پذیر» بنامد.هدف اصلی از تعاریفی که ارائه گردید ، اهداف و اخلاقیاتی است که در پشت این تعاریف قرار دارند. آیا از محیط مورد نظر محافظت کافی را به عمل آوردیم؟ آیا کوشش خالصانه ای انجام دادیم تا به اقتصاد محلی این بومیان منطقه کمک کنیم؟ آیا عمل ما به گونه ای بود که این منابع سالم و دست نخورده برای نصل های آینده حفظ گردد؟ آیا حرمت و ارزش فرهنگ آنجا را درک کردیم و قدر دانستیم، یا اینکه فقط در آنجا به گرفتن عکس می اندیشیدیم؟ این پرسش ها نقبی خواهد بود در میان معانی لغت ها ، تا شما را ببرد به جایی که ببینید آیا واقعاً چگونه منشی را به اجرا گذاشته اید.
اغلب گردشگری های ما شامل انواع مختلف گردشگری می باشد. البته گاهی اوقات یک مورد آن بیشتر مورد نظر قرار می گیرد و انواع دیگر گردشگری در رده های بعدی ، بسته به اهداف گردشگر ، قرار می گیرند.

 

تعاریف و اهداف اکوتوریسم
آنچه که تعاریف و اهداف اکوتوریسم را در درسهای دانشگاهی مدرن تشکیل می دهد عبارتند از:
1.    رهنمود نمودن گردشگری به مقصد های طبیعت.
این مکان ها ومقاصد  چه مسکونی باشند و چه غیر مسکونی ،اغلب در نقاط دوری قرار گرفته اند و معمولاً تحت پوشش حفاظت شده ی چند مؤسسه ی ملی، بین المللی یا گروه های اجتماعی ، قرار گرفته اند.
2.    به حد اقل رساندن تماس ها و آسیب ها به محیط زیست
چه بخواهیم و چه نخواهیم اغلب گردشگری ها موجب خرابی و صدمه دیدن محیط می شود.اکو توریسم می کوشد اثر های مخرب هتل سازی ، ریل سازی و دیگر ساخت و سازهای مرتبط با گردشگری را که به محیط طبیعی زیان وارد می کند با جایگزین نمودن مصالح قابل باز یافت، استفاده از انرژیهای پاک مانند انرژی خورشیدی، استفاده از مصالح محلی برای ساخت و ساز ها و… این ریان به محیط را به حد اقل ممکن برساند.نکاتی که در این مقاله ارائه می گردد باید آویزه گوش تمام مدیران قرار گیرد. بیشتر این نکات مطابق استاندارد های توسعه سبز (جایگذین بهتر و کارشناسی شده ی توسعه ی پایدار) می باشد.این برنامه ها با مرارت زیاد بزرگترین پژوهشگران جهان بدست آمده و هر گونه کم توجهی به آنها عواقب وخیمی برای جامعه دارد.
3.    دادن آگاهی های محیطی.
اکوتوریسم یعنی آموزش ، آموزش هم برای گردشگر و هم برای افراد محلی که پذیرای گردشگران هستند.لذا باید مسئولین و همچنین گردانندگان تورها ی گردشگری ، آموزش لازم را راجع به فرهنگ ،مکان، اقتصاد ، محیط و مردم محل مورد نظر را به گردشگران بدهند.این آگاهی ها به گردشگر کمک می کند تا همراه با شناخت مردم و محیط و جاذبه های گردشگری آنجا، بازدید مفیدتر و کم خصارت بارتری را داشته باشد. باید به دانش آموزان محل های گردشگری  نیز آموزش های لازم داده شود، تا از موقعیت مناسبی که برای انها فراهم شده بتوانند استفاده ی بهینه تر داشته باشند و در نشر فرهنگ بومی خود و ایجاد ارتباط بهتر با گردشگران بکوشند.بهتر است بسیاری از این آموزش ها در گردشگری های کوچکی که برایشان مهیا باید کرد، انجام شود.آموزش مفید و پایدار اینگونه باید باشد نه اینکه فقط سخنرانی کنیم.
4.    تهیه منابع مالی برای حفظ محیط زیست.
برای یک محیط گردشگری، گرفتن ورودیه یکی از راه های کسب درآمد برای حفظ همان محیط زیست است.
5.    تهیه درآمد و منابع مالی برای بهبود مردم محلی محیط های پذیرای گردشگران.
پارک های ملی و دیگر محیط های گردشگری در صورتی پایدار خواهند ماند که مردم محلی شادی داشته باشند.لذا باید برای آنها جاده ها ،کلنیک ها، مدارس و آبهای آشامیدنی و… خوبی ساخت و ارائه نمود.می توان آنها را در ساخت  و اداره ی رستوران ها ، مغازه هاو دیگر مراکز لازم برای گردشگران سهیم کرد.
6.    احترام گذاشتن به فرهنگ محلی.
اکوتوریسم فقط« سبز کننده » نیست بلکه احترام محیط و فرهنگ هارا نیز حفظ می کند.
از آنجا که ، فحشا،فروشگاه های سیاه و مواد مخدر ، توده گردشگر را درگیر می کند. اکو توریسم سعی می کند محترمانه برخورد های ناخوش آیند بین گردشگر  و محیط گردشگری را کاهش دهد و نگذارد به فرهنگ دو طرف آسیب زیادتری وارد شود.این کار سختی برای اکوتوریسم است زیرا بسیاری اوقات ممکن است محل مورد گردشگری، مکانی دور از شهر ها باشد و افراد محلی تبادل فرهنگی زیادی با افراد غیر بومی نداشته باشند.لذا آموزش و آگاهی دادن به دو طرف ، اهمیت بیشتری پیدا می کند.
7.    پشتیبانی از حقوق بشر و حرکت های آزادی خواهانه
همه جا برای گردشگران امن و امان نیست ،  سفر به بعضی کشور ها با توجه به سیاست های داخلی و مشکلاتی که دارند ، خیلی امن نیست. لذا یکی از اهداف اکوتوریسم داشتن نشست های متقابل با دولت مردان اینگونه کشورها برای حفظ حریم گردشگران و افراد محلی است.
در هر صورت مطالبی که ارائه گردید می تواند مبنایی قرار گیرد تا با آن هر حرکتی سنجیده شود که آیا آن بر مبنای اکوتوریسم هست یا نه.
اکنون خوب است به خطوط راهنمای اکوتوریسم برای گردشگران بپردازیم.
راهنمای گردشگران
یا
خطوط راهنمای اکوتوریسم برای گردشگران
بدیهی  است که در هر گونه مسافرت و گردشگری ، انواع مختلفی رخورد ، تأثیر متقابل و در گیر شدن با فرهنگ های غیر منتظره ، برای گردشگر وجود دارد. به عنوان یک انسان خوش فکر و یک گردشگر مسئول و پاسخگو، شما یک سری کار هارا باید از قبل، در حین گردشگری و پس از آن انجام دهید تا مطمئن شوید این گردشگری شما بر اساس اکوتوریسم صورت گرفته و حد اقل تغییر غیر سازنده را ، برای کشور یا محل میزبان داشته اید.رفتن به یک مکان توریستی بدون آگهی ، کاری به مراتب ساده ای است، اما شما دست به این انتخاب بزنید که یک گردشگر آگاه باشید و حداقل تماس غیر سازنده را با دنیای اطراف خود داشته باشید.در ادامه به دستور العمل هایی که به یک گردشگری آگاهانه می انجامد ، می پردازیم.
1.    خودتان را برای این مسافرت و گردشگری آماده نمایید.
در مورد مقصد خود اطلاعات بیشتر کسب نمایید.یک چشم اندازی از اخبار و حوادث جاری محل بدست آورید.به عنوان نمونه من برای بازدید از چند کشور به گونه ای برنامه ریزی کرده بودم که از سمت دریای مازندران خودمان وارد کشور های  آسیای میانه شویم سپس از طرق کشور های مختلف وارد یونان شویم.با دوستانی که در گروه خبر رسانه ها داشتم تماس گرفتم ، آنها گفتند مرز بین ارمنستان و گرجستان نا آرام است و مختصر برخوردهایی هم در مرز گرجستان و کشور شمالی آن گزارش شده است.بنا بر این ما از رفتن به ارمنستان صرف نظر کردیم و از طریق آستارای خودمان وارد آستارای آذرباییجان شدیم وراهمان را از کنار دریای خزر ادامه دادیم چون تابستان بود هم از دریا استفاده می کردیم هم از خشکی. بگذریم که وقتی لوله های قطور نفت را در امتداد صدها کیلومتر می دیدیم ، آه از نهادمان در می آمد که آنها چگونه از این سرمایه ها استفاده می کنند و ما در کشور خودمان از این بابت بهره ای نمی بریم.راجع به چگونگی رشوه گیری ایستگاه های مرزی هر کشور و نوع و مقدار آن هم اطلاعاتی از گردشگران قبلی بدست آورده بودیم.قبل از آن نقشه های تمام کشور های سر راه و اطراف را تهیه کرده بودم. چند روز هم کارم رفتن به کتابخانه ی مرکزی آن هم قسمت مرجع بود تا راجع به تاریخ آن کشورها ، نقاط مهم گردشگری ، فرهنگ و تمدن و اکوسیستم حیاتی آنها اطلاعات بیشتری بدست آورم.قبل از این کارها هم حدود بیست و پنج نوار ویدئویی زبان انگلیسی را کار کرده بودم ولی چون زبان بسیاری از کشورها غیر انگلیسی است ، سعی کردیم بعضی لعت های حیاتی تر را به آن زبان بیاموزیم، مانند سلام و احوال پرسی ، لطفاً ، متشکرم و…  این لغات اولین پل ارتباطی را بین ما و مردم کشور میزبان تشکیل می داد.مشابه این کار را برای رفتن به شهرها و روستا های کشور خودمان هم انجام می دهیم.
2.    به سنت ها و آداب معاشرت محل مورد بازدید احترام بگذارید.
به عنوان مثال اهالی کشور آذربایجان ظاهر شدن افراد با بیژامه در منظر عموم را ناپسند می دانستند ، لذا از افراد گروه خواستم در محل هایی که اطراق می کنیم به این موضوع توجه نمایند.
اگر ممکن است، لباس مناسب سنت آن محل را بپوشید ، در این صورت برخورد محترمانه تر ی با شما خواهند داشت. از حساسیت های مردم به عکاسی آگاهی داشته باشید.یک بار یک گروه از عکاسان  را به روستایی  بردم، علارغم صحبت هایی که قبلاً با آنها شده بود ، باز هم در حال بازدید از افراد گروه ، مشاهده شد که یکی از آقایان ،از داخل مسجدی که بیشتر خانم ها در حال رفت و آمد به آنجا هستند ، در حال عکاسی است. گفتم اگر به فکر خودت نیستی لااقل به فکر موقعیت دیگران و بویژه راهنما های تور باش، چون شما اولین و آخرین گروهی نیستید که به این محل یا محل های دیگر می بریم، مردم محلی مارا بیشتر از آنکه فکر کنید می شناسند و مایل نیستم احترام و اعتماد متقابلمان خدشه دار شود. از آن پس سعی  می کنیم در گروه های گردشگری، هر عکاسی را که حقوق شهروندی اهل محل را نتواند رعایت کند ، نپذیریم. متأسفانه بیشتر عکاس های ما عکاس های جشنواره ای هستند و آنچه برایشان مهم نیست آبرو و اعتبار مردم و کشورشان است. نیاز مبرمی است که از این جهت آگاهی بیشتری به این عزیزان داده شود، تا حکایت تیغ دادن بدست… پیش نیاید. هنرمند باید پیشرو در فضیلت های انسانی و پاسدار حقوق مردم باشد. بنابر این قبل از اینکه از اشخاص عکاسی کنید ، از آنها اجازه لازم را بگیرید. آداب و سنن محلی را رعایت کنید. یک نگاهی به ارزشهای فرهنگی و سنتی خود داشته باشید و بعد در مورد فرهنگ های دیگران قضاوت کنید. به قول معروف آن حکایت یک سوزن به خودت یک جوال دوز به دیگری یادتان نرود. بیاد داشته باشید که شما یک بازدید کننده هستید. در آنجا مفهوم ها وبرداشت های مختلفی از فضا ، زمان و ارتبات های شخصی وجود دارد که آنها نادرست نیستند فقط متفاوتند. حال ببینید گردشگرانی که اطلاعات کمتری نسبت به شما دارند ، به چه حال و روزی خواهند افتاد.
3.    به شدت از ابراز خودپسندی و متمول بودن دوری نمایید.
ممکن است تظاهر دیگران به متمول بودن برای شما مهم نباشد ولی اشخاص دیگری که فرهنگ های متفاوتی دارن به اینگونه خود پسندی ها بسیار حساس هستند و ابراز انزجار می کنند.به عنوان مثال همین انداختن دوربین به گردن ، یا یک ساعت مچی آنچنانی یا یک حلقه ی نامزدی توجه بر انگیز ، می تواند برای برخی فرهنگها ، پیام خوش آیندی نداشته باشد.بنا بر این بهتر است که در هنگام بازدید به این موارد توجه داشته باشید و بعضی از آنها را در هنگام بازدید در محل غیر قابل دید دیگران قرار دهید. به ویژه توصیه می کنم جواهرآلات خود را همان به که در خانه بگذارید.زیرا اینگونه وسایل در راه یک تبادل حقیقی و صادقانه ، فقط مانع ایجاد می کنند و بس. خلاصه عزیز دلم شما وارد دنیای دیگری شده اید و بهتر است که برخورد آگاهانه تری داشته باشید.
4.    انتظارات قابل انعطاف تری داشته باشید.
هنگامی که با فکر باز با ماجراهای تازه پیش آمده روبرو شوید ، احساس نا امیدی نخواهید کرد.
گاهی اوقات برنامه ها تغییر می کنند و فرصتی پیش می آید تا به گونه ی عمیق تری راجع به فرهنگ محل بازدید مطالبی را بیاموزید، در هنگام باید این انعطاف را داشته باشید که از فرصت پیش آمده ، بهره ی بیشتر ببرید. اینکه شما خودتان را با شرایط محیط وفق بدهید بسیار آسان تر از این است مه توقع داشته باشید محیط شرایط خود را با خواست شما وفق دهد.
5.    در حفظ و حراست از منابع محیط زیست کوشا باشید.
در اغلب اوقات منابع محیط زیست زیر فشار گردشگران قرار می گیرند. هوشیار باشید که از این منابع بخاطر بازدید شما مصرف شده است. مانند چوب برای گرم کردن یا پخت غذا برای شما، یا آب و  مخصوصاً غذا که ممکن است از فاصله های دور به انجا حمل شده باشد و خود این حمل و  نقل ، منابع سوخت را مصرف می کند. هرگز به راهنمایان خود اجازه ندهید که به خاطر مصرف شما، حیوانات شکار شوند یا گونه های نادری از گیاهان ازبین بروند و یا حیوانات بترسند یا در معرض مخاطره قرار گیرند. همواره بیاد داشته باشید که ساخت یک هتل لوکس ،چقدر از منابع موجود را مصرف می کند. به همین ترتیب ساخت بی رویه ویلاهای شخصی در این نقاط بزرگترین عامل نابود کننده ی منابع موجود و از بین برنده ی جاذبه های گردشگری است. یکی از بزرگترین نامهربانی ها به طبیعت ایران ، توسط این گروه خود پسند و سرمایه ی ملی به باد ده ، صورت گرفته باشد. به گونه ای که به عنوان مثال در مشهد ، در محیط  هایی مانند شاندیز ، زشک ،طرقبه ، جاغرق و … گردشگران مجبور هستند کیلومتر ها راه را پیاده طی کنند تا شاید به محل بکرتری برسند. در طی این مسیر مجبورند ساخت و ساز های عجیب و غریب آنها ، سیم های خار دار ، دیوار های سر به فلک کشیده ، فاضل آب رها شده در مسیر های گردشگری و گردو خاک رفت و آمد ماشین های این افراد خود پسند ، اشغال حریم رودخانه و جاده ها توسط بنا سازی آنها را تحمل نمایند . بدیهی است که بسیاری اوقات ، بخاطر اینگونه مشکلات و مصیبت های دیگری که آنها پیش می آورند، گردشگران عطای گردشگری را به لقایش می بخشند. از طرفی عده ای با مشارکت افراد رشوه بگیر برخی ادار ه ها و سازمان ها ، بجان تصرف طبیعت و مراتعی که توسط آنها به حساب محافظت شده اند، افتاده اند. اگر می بینید به امر گردشگری و امور حیاتی دیگر بی توجهی می شود ، همین ساخت و پاخت ها ی پشت پرده و رشوه خواری های کلان است. وقتی چند زمین خوار یک میلیارد تومان جلو فلان بخشدار یا شهردار بگذارند ، دیگر آن بخشدار ، غلام آنهاست ، هوادار و محافظ آنهاست ، نه طرح و برنامه ریز ی برای حفظ و گسترش سرمایه های ملی. آن شهردار هم دیگر شهر دار نیست ، ملیجک دربار است نه چیزی بیش از آن. این گونه است که کشوری در رده ی دهم جاذبه های گردشگری، در رده های آخر جذب گردشگران ، قرار می گیرد. اگر دوستان عزیز و صادقی که در دولت تشریف دارند امکانات و حمایت لازم را مبذول دارند ، بسیاری از کسانی که دست در از بین بردن سرمایه های ملی و چپاول آن را دارند ، می توان با مدارک کافی ، به محاکمه کشید و حق مردم را از آنها گرفت. به عنوان مثال ، یک نفر سرمایه گذاری کرده تا با هماهنگی قانونی ، استخرهای پرورش ماهی در مکانی بزند و محیط بایری را آباد نماید ، مقام های محترمی هم محل را دیده و کارشناس ها آن را تأیید نموده اند، ولی حالا برای دادن وام به آن شخص جهت تکمیل نمودن پروژه ، فرض بفرمایید یکی از پرسنل مهم جهاد کشاورزی  می گوید ،اگر مرا هم در این پروژه شریک می کنید ، حاضرم با دادن وام موافقت کنم. حال شبیه این هزاران مورد وجود دارد. می توان با نظارت های کارشناسی تر و دقیق تر ، جلو بیشتر آنها را گرفت.
6.    تمرین کنید تا برخورد های مخرب و فشار بر محیط زیست را به حد اقل ممکن برسانید.
همیشه به این قانون بین المللی عملاً پایبند باشید که می گوید «بدون اینکه اثری بگذارید محیط را ترک کنید.» تمام چیزهایی که با خودتان آورده بودید ، مانند شیشه یا بطری های نوشابه و آب و زباله های دیگر را، در پاکت های مناسب جمع کنید و با خود برگردانید به محل مناسبی که باید آنها را تحویل دهید.هر گز حیوان ها یا گیاهان محیط را از محط زیست طبیعی خود جدا  و دور نکنید.هر گز به پوسته در ختان یا پر و پوست حیوانات خراشی وارد نکنید یا آنها را نترسانید. زیرا این کارها نه تنها به محیط زیست آسیب می رساند بلکه از نظر اجتماعی نیز یک کار غیر قانونی است و جرم محسوب می شود.
7.    یک راهنما ی تور ورزیده و آگاه انتخاب کنید.
به صورت کامل و دقیق ، در مورد  گردانندگان یا راهنمای توری که میخواهید انتخاب کنید ، تحقیق نمایید. این تحقیق می تواند شامل پرسش های ویژه ای از خود آنها هم باشد. به اینگونه که با انجام پرسش هایی را جع به جزئیات دقیق تور گردانی تا متوجه شوید آیا آنها استاندارد های اصلی اکوتوریسم را رعایت می کنند یا خیر؟ آیا آنها این ویژه گی هارا در ارتباط با گروه های اجتماعی و اقتصاد محلی هم رعایت می نمایند یا خیر؟
8.    از رشد اقتصادی محل بازدید پشتیبانی کنید.
چگونه بازدید شما از آن محل مستقیماً به اقتصاد محلی یا تمام اجتماع آنها سود آوری دارد؟ این یک قسمت جدایی ناپذیر از اکوتوریسم است. از وسایل حمل و نقل محلی، رستوران ها ، فروشگاه ها راهنما های محلی و مسافرخانه ها ی محلی استفاده کنید.این کمک ها به ایجاد یک مجموعه ای که به حفظ محیط زیست یاری می رسانند کمک می کند. جامعه مبتنی بر اکوتوریسم با غنی شدن و دارا بودن حجم کاری بیشتر امکان پذیر می گردد.
9.    پلی بین شکاف های فرهنگی بزنید.
وقتی که شما به عنوان گردشگر وارد یک محیط می شوید، کاملاً موقعیت یک سفیر فرهنگی را دارید.شما این فرصت نصیبتان گردیده که پلی بین فرهنگ خودتان و فرهنگ های محیطی که به آنجا سفر کرده اید بزنید. بسیاری از تصور های که ما در مورد فرهنگ ها و محل ها و کشور های دیگر داریم بر اساس تصاویر غیر واقعی از آنهاست که رسانه هایی مانند مجله ها یا رادیو و تلویزیون به خورد ما داده اند ، ولی وقتی خودمان در موقعیت قرار می گیریم مشاهده می کنیم که واقعیت چیز دیگری بوده است. در جستجوی موقعیت هایی باشید برای تبادل فرهنگی ، که به وسیله آن هر دو طرف از زندگی یکدیگر چیزهای تازه ای بیاموزید. اینگونه رفتار ها پایه ای است برای پیوند عمیق تر بین ملت ها و انسانها ، و زیربنای صلح جهانی را تشکیل می دهد. اینکه وقتی در یک اتوبوس محلی پهلوی یک نفر که از اهالی آن جا هست می نشینید یا وقتی در کنار کسی هستید که برای شما غذا آماده می کند، می توانید با کمی کوشش با او بیشتر آشنا شوید، مطمئن باشید رضایت بسیار خوش آیندی را تجربه خواهید نمود. من اغلب با اتوبوس های محلی به نقاط مختلف سفر کرده ام و از دوست شدن با افراد محلی در این اتوبوس ها خاطرات بسیار شیرین و دلچسبی دارم.
10.                       اکوتوریسم را ادامه دهید.
اکوتوریسم با رسیدن شما به خانه پایان نمی یابد. ما باید اکو توریسم و حفظ محیط زیست را در تمام کارهای روزانه مان گسترس دهیم. دیگر انسان ها  و نصل های آینده را در تجارب خودمان شریک کنیم تا فهم بیشتر و جهانی تر از دنیای خومان بدست آوریم. در این صورت است که از مسافرتها و گردشگری های خود چیز های بسیار با ارزشی را خواهیم آموخت. تا وقتی مه هنوز این خاطرات و تجارب در قلب و فکر شما زنده است ، آنهارا به انجمن های مختلف دوستار حفظ محیط زیست منتقل نمایید. من وقتی که از یک سفر کوتاه یا طولانی به منزل بر می گردم ، تازه کارم شروع می شود. انتقال عکس ها و مرتب نمودن وآماده کردن آنها وقت بسیار زیادی را می گیرد. بعد نوشتن و کامل نمودن گذارش سفر ، انتقال دادن این تجربیات از طریق سایتها و وبلاگ هایم به دیگران ، انتقال دادن درخواست های اهالی محل بازدید به متولیان و مسئولین مربوطه ، در پی طرح هایی برای باز خورد بهتر این گونه گردشگری ها و…. از جمله کارهایی است که مجبورم به عنوان یک انسان انجام دهم. بدیهی است مانند هر انسان دیگری اشتباه هایی هم دارم ولی هیچ کدام از آنها مانع مانع یک فعالیت جهانی انسان و محیط دوستانه نخواهند بود. من آمدستم تا وام بگذارم  ، حسابت را کنار جام بگذارم ، …

 

شما پله به پله با تفاوت های یک گردشگر آگاه به اکوتوریسم و یک گردشگر معمولی ، آشنا شدید. مشاهده می نمایید که چگونه با رعایت یک سری دستورالعمل های ساده و کارشناسی شده ، میتوان به یک انسان بسیار مفید و کارآ تبدیل شد. شما دید خودتان را به دنیای اطراف در دو موقعیت قبل مطالعه این مقاله و بعد از آن ، مقایسه بفرمایید ، آنوقت خواهید دید که سخنان حساب شده ای که از دلهای متفاوت و هرچند دور ، برآمده است ، چگونه به دل می نشیند و بانی یک تغییر اساسی در منش انسانها می گردد.
محسن موسوی زاده     http://poopak.blog.com


یک گزارش از وضع نامناسب رسیدگی به جاده های ارتباطی
سال هزار و سیصد وهشتاد چهار بابت گذاشتن علائم راهنمایی و رانندگی در جاده های روستایی بویژه روستاهای مناطق کوهستانی مانند ازغد، مایان ، دهبار و کنگ ، با مسئولین مربوطه صحبت شد ولی آنها جواب قانع کننده ای برای دلیل احمال در گذاشتن این علائم ، ارائه ندادند. در نمایشگاه بین المللی سال هشتاد و شش به مناسبت هفته نیروی انتظامی با آنها در این مورد رو در رو صحبت شد ولی باز هم این عزیزان به دادن آمار قناعت کردند.هر علامت در این جاده های پر پیچ و خم و خطرناک ، حکم یک فرشته نجات را دارد . به ویژه در شب و در کولاک زمستانی ، که این منطق هر سال گرفتار آن هستند.
در زمان بارندگی برف نیز این جاده ها بیش از هر نقطه ی دیگری نیاز به برف روبی و ریختن شن و نمک دارند. در این جاده ها به محض سر خوردن ، ماشین در ته دره سقوط خواهد کرد. این روستاییان نیاز به رفت و آمد های حیاتی مانند مراجعه به پزشک و انجام کارهای لازم دیگر دارند. نا ایمنی این جاده ها به مشکلات آنها افزوده است. به خاطر بحث زمین خواری و ساخت و پاخت بعضی از مسئولین برای نفع شخصی ، رسیدگی به امور حیاتی و آینده این روستاها کم رنگ شده است. عدم نظارت صحیح بافت سازنده ی روستا را از بین خواهد برد و جای زمین های کشاورزی و باغ ها را، ویلا های افراد مفت خور شهرنشین خواهد گرفت. آنگاه نه از بافت مفید روستایی خبری خواهد بود و نه از جاذبه هایی گردشگری آن.
ساخت و سازهای جدید در این روستا ها ، چون با رعایت اصول معماری و بافت منطقه انجام نمی شود ، بسیار به جاذبه گردشگری آنها صدمه زده است. جا دارد سازمان ها و اداره های زی ربط قوانینی و ضع نمایند که ساخت و ساز ها جاذبه ایجاد کنند نه اینکه مانند کنگ و ازغد ببینیم ار میان آن ساختمان های زیبای بومی ، ساختمانهایی سر در آورده اند که تمام جاذبه هزار ساله آن محیط را به چالش کشیده و از بین برده است . پیش گیری به مراتب بهتر از درمان است. تا پیش از این که بیش از این به محیط های پر جذبه گردشگری زیان وارد شود ، با تصویب و اجرای قوانین آینده نگر به داد ایران عزیز برسید.
آیندگان از بی توجهی ما بسیار شگفت زده خواهند شد. برای آنها مایه ی تعجب خواهد بود که چگونه با سرمایه های ملی بازی کردیم و به خاطر نفع شخصی افراد جاه طلب و معلوم الحال ، سرمایه های عظیم ملی را نابود شد. ما نیاز به مدیریت های کار آمد تر و دور نگرتری داریم.هیچ زیانی بیشتر از زیانی که دوستان نا آگاه وارد می کنند نیست.برای هر کاری بیش ار هر چیز باید تحقیق و پژوهش درست انجام داد ،بعد برانامه عملی ریخت و آن را انجام داد. دولت فاقد برنامه ریزان کارآمد است و متأسفانه ذوق و اراده ی مشورت و کمک گیری از اندیشمندان مستقل را هم ندارد. کشورهای پیشرفته از متخصص های کشورهای دشمن هم استفاده می کنند ولی در ایران بخاطر گرفتار شدن در باند و باند بازی اگر تمام کشور به نابودی هم کشیده شود باز حاضر نیستند از وجود اندیشمندان مثتقل ایرانی استفاده کنند. شعار دادن را نمی گویم انچه که در عمل اتفاق می افتد مد نظر است.با کمی عاقلانه تر فکر کردن، می توان قبل از به بن بست رسیدن و دسته گل های آن چنانی به آب دادن ، طرح و برنامه های بهتری را اجرا نمود.
مردم نیز باید توجه داشته باشند که چه بخواهند و چه نخواهند تنها راه نجات و پیشرفت انجام تکلیف های شهروندی و پی گیری بدست آوردن حقوق یک شهروند از راه های درست و منطقی است.اول از همه ما به عنوان یک شهروند موظف به درست انجام دادن اموری را داریم که مسئول انجام آن هستیم.یکی از مواردی که بسیار نا خوش آیند است ، عدم توجه کافی به حفظ محیط زیست است.
محسن موسوی زاده   

http://poopak.blog.com

Posted by Mohsen Moossavi in 08:08:19 | Permalink | Comments Off

Wednesday, January 16, 2008

روستا ها و مردم زحمت کش آن را دریابیم


روستا ها و مردم زحمت کش آن را دریابیم.

سال هزار و سیصد وهشتاد چهار بابت گذاشتن علائم راهنمایی و رانندگی در جاده های روستایی بویژه روستاهای مناطق کوهستانی مانند ازغد، مایان گف دهبار و کنگ ، با مسئولین مربوطه صحبت شد ولی آنها جواب قانع کننده ای برای دلیل احمال در گذاشتن این علائم ، ارائه ندادند. در نمایشگاه بین المللی سال هشتاد و شش به مناسبت هفته نیروی انتظامی با آنها در این مورد رو در رو صحبت شد ولی باز هم این عزیزان به دادن آمار قناعت کردند.هر علامت در این جاده های پر پیچ و خم و خطرناک ، حکم یک فرشته نجات را دارد . به ویژه در شب و در کولاک زمستانی ، که این منطق هر سال گرفتار آن هستند.
در زمان بارندگی برف نیز این جاده ها بیش از هر نقطه ی دیگری نیاز به برف روبی و ریختن شن و نمک دارند. در این جاده ها به محض سر خوردن ، ماشین در ته دره سقوط خواهد کرد. این روستاییان نیاز به رفت و آمد های حیاتی مانند مراجعه به پزشک و انجام کارهای لازم دیگر دارند. نا ایمنی این جاده ها به مشکلات آنها افزوده است. به خاطر بحث زمین خواری و ساخت و پاخت بعضی از مسئولین برای نفع شخصی ، رسیدگی به امور حیاتی و آینده این روستاها کم رنگ شده است. عدم نظارت صحیح بافت سازنده ی روستا را از بین خواهد برد و جای زمین های کشاورزی و باغ ها را، ویلا های افراد مفت خور شهرنشین خواهد گرفت. آنگاه نه از بافت مفید روستایی خبری خواهد بود و نه از جاذبه هایی گردشگری آن.
ساخت و سازهای جدید در این روستا ها ، چون با رعایت اصول معماری و بافت منطقه انجام نمی شود ، بسیار به جاذبه گردشگری آنها صدمه زده است. جا دارد سازمان ها و اداره های مربوطه، قوانینی و ضع نمایند که ساخت و ساز ها جاذبه ایجاد کنند نه اینکه مانند کنگ و ازغد ببینیم ار میان آن ساختمان های زیبای بومی ، ساختمانهایی سر در آورده اند که تمام جاذبه هزار ساله آن محیط را به چالش کشیده و از بین برده است . پیش گیری به مراتب بهتر از درمان است. تا پیش از این که بیش از این به محیط های پر جذبه گردشگری زیان وارد شود ، با تصویب و اجرای قوانین آینده نگر به داد ایران عزیز برسید.
آیندگان از بی توجهی ما بسیار شگفت زده خواهند شد. برای آنها مایه ی تعجب خواهد بود که چگونه با سرمایه های ملی بازی کردیم و به خاطر نفع شخصی افراد جاه طلب و معلوم الحال ، سرمایه های عظیم ملی را نابود شد. ما نیاز به مدیریت های کار آمد تر و دور نگرتری داریم.هیچ زیانی بیشتر از زیانی که دوستان نا آگاه وارد می کنند نیست.برای هر کاری بیش ار هر چیز باید تحقیق و پژوهش درست انجام داد ،بعد برانامه عملی ریخت و آن را انجام داد. دولت فاقد برنامه ریزان کارآمد است و متأسفانه ذوق و اراده ی مشورت و کمک گیری از اندیشمندان مستقل را هم ندارد. کشورهای پیشرفته از متخصص های کشورهای دشمن هم استفاده می کنند ولی در ایران بخاطر گرفتار شدن در باند و باند بازی اگر تمام کشور به نابودی هم کشیده شود باز حاضر نیستند از وجود اندیشمندان مثتقل ایرانی استفاده کنند. شعار دادن را نمی گویم انچه که در عمل اتفاق می افتد مد نظر است.با کمی عاقلانه تر فکر کردن، می توان قبل از به بن بست رسیدن و دسته گل های آن چنانی به آب دادن ، طرح و برنامه های بهتری را اجرا نمود.
مردم نیز باید توجه داشته باشند که چه بخواهند و چه نخواهند تنها راه نجات و پیشرفت انجام تکلیف های شهروندی و پی گیری بدست آوردن حقوق یک شهروند از راه های درست و منطقی است.اول از همه ما به عنوان یک شهروند موظف به درست انجام دادن اموری را داریم که مسئول انجام آن هستیم.یکی از مواردی که بسیار نا خوش آیند است ، عدم توجه کافی به حفظ محیط زیست است. 


 

آلودگی هوای مشهد از دور دست ها بهتر دیده می شود . ما در بین دود و غبار کشنده ای زندگی می کنیم. و آنگاه به خاطر ضعف مدیریت ، زمین خوارها ، فضا های سبز را به تلی از ساختمان و نخاله ی بنایی تبدیل می کنند.


از اهالی زحمت کش روستا . گفتم حاج آقا یادت می آید چند سال پیش در  جاده ی بالا دست روستا که به باغ ها منتهی می شود هم را دیدیم ؟ گفت بلی


نا همگونی ساخت و ساز ها با معماری منطقه


جاده لغزنده، سر پیچ، لب دره، پهنای جاده کم ،جاده بدون شن ریزی و…و با همه ی اینها دریغ از چند علائم رانندگی !!! بله اینجا جاده های ازغد و مایان است . برای دیگر جاده های روستایی هم وضع به همین منوال می باشد


در این روز ماشین های زیادی یا به درخت ها خوردند و یا از جاده منحرف شدند و یا سرگردان نه راه پیش داشتند و نه راه پس


Posted by Mohsen Moossavi in 09:01:04 | Permalink | Comments Off

بجز مهر ، بجز عشق ، دگر بذر نکاریم

بجز مهر ، بجز عشق ، دگر بذر نکاریم

روز سه شنبه هجدهم دی ماه هشتاد و شش برای عکاسی از طبیعت و به وکیل آباد مشهد رفته بودم .
آن روز، یک روز سرد زمستانی بود که شب قبل آن دمای هوا بیست و یک درجه سانتی گراد زیر صفر بود. در طی چهل سال گذشته چنین برودتی وجود نداشته است ، و شاید هیچگاه تا کنون مشهد و بسیاری از شهرستان های دیگر به این مدت طولانی ، سرد نبوده اند. به سردی هوا ، پوشش سنگین برف در بیشتر نقاط کشور را اضافه نمایید و حال، پرنده ها و حیوان های بی پناه را در نظر بگیرید که برای بدست آوردن حد اقل  غذا ، به مشکل بزرگی گرفتار شده اند. این روزها می طلبد که دانه های مهربانی را در محل های مناسب منازل و در کنار جاده ها و دیگر مکان هایی که محل زندگی و رفت و آمد اینگونه پرنده ها و حیوانات است بپاشیم. مطمئن باشید با این کار عطوفت و سلامت روحی و روانی را درو خواهید کرد. حفظ طبیعت و حیوانات و زیستگاه های طبیعی آنها ، یعنی حفظ زندگی بشریت. بیش از اینکه به تصور در اید سلامت و سعادت افراد اجتماع به حرمت نهادن و مراقبت مجدانه از طبیعت اطراف بستگی دارد. بویژه شهر هایی مانند مشهد که در آستانه هشدار های دوم آلودگی هوا و محیط زیست قرار دارند.
پیشگیری بهتر و عاقلانه تر از درمان است . جا دارد مسئولین و متولیان امور با سازمان دهی علاقه مندان به حفظ گونه های مختلف حیوانات و پرندگان کمک کنند. یکی از این کمک ها می تواند جمع آوری غذا های اضافی و باقی مانده از رستورانها و سلف سرویس های آموزشی و پخش آنها در مکانهای مناسب اطراف شهر ها و روستاها باشد.

یکی از مناظر ناراحت کننده هم که آن روز شاهد بودم و در عکسی که از آن مورد گرفتم نیز مشاهده می شود، شکار این پرندگان در محدوده شهر آن هم در محل رود خانه وکیل آباد بود.شکار با هر گونه اسلحه ای آن هم در محدوده ی شهر ها و روستا ها ممنوع است؛ به ویژه در محدوده شهر که خانواده ها و کودکان نیز حظور دارند ، خطر ها و زیان آن چند برابر می شود. لذا از شهروندان عزیز تقاضا می شود در این گونه موارد همکاری لازم را با سازمان حفظ محیط زیست ونیروهای انتظامی داشته باشند. پرواز این پرندگان زیبا را به تماشا بنشینم و هر گز آبی بودن را از آسمان و پرواز را از پرندگان نگیریم. این روزها ، روز امتحان من و شماست، روزهای سختی است ، باید بیش از هر زمان دیگری ، اندیشه های مثبت سبز بودن را به کار بست.


وقتی شکارچی خود شکار می شود


 



چطور دل بعضی ها می آید که آسمان آبی را از این پرنده بی گناه خالی کنند؟ زندگی بدون موجودات دیگر یعنی نابودی


کجا می توان دانه ای پیدا کرد؟ کجا


حداقل کاری که می توان انجام داد این است که با غذا دادن به پرندگان در منازل به حفظ و بقای آنها کمک کنیم
.



Posted by Mohsen Moossavi in 07:18:12 | Permalink | Comments Off

Saturday, December 22, 2007

وطن من

اینجا ایران ، وطن پاک من است.
وطن پاک توست.
وطن پاک همه ایرانیان است.
نگذاریم قریب بماند.



Posted by Mohsen Moossavi in 13:20:37 | Permalink | Comments Off

Sunday, December 16, 2007

گذشت ٤٥ ماه از سال پاسخگويي

گذشت ٤٥ ماه از سال پاسخگويي و دلسردي مردم از پي گيري شكايت ها
نیم نگاهی به گزارشی از خراسان

سال ١٣٨٣، «سال پاسخ گويي مسئولان» نامیده شد، اين اميد در مردم و كارشناسان نشات گرفت كه با اين حساسيت به جا و دقيق مقام معظم رهبري از آن پس مسئولان وادار به جدي گرفتن پرسش ها، انتقادات و شكايت ها خواهند شد. به خصوص كه بنا به تاكيد خود ايشان، صفت پاسخ گويي نبايد محدود به يك سال خاص شود و اين فرهنگ بايد براي هميشه بين مسئولان نهادينه شود ولي آيا چنين شد؟
كافيست به ميان مردم بروي و از آن ها در اين خصوص بپرسي، ولي وقتي عكس العمل مردم را در اداره ها و سازمان هاي گوناگون در خصوص اجحافي كه به آنان شده است، مي بيني، متاسف مي شوي؛ « چاره چيه؟ حرف زوره ديگه؟ بي خيال، ولش كن، هرچه شد، شد. لابد قسمت اينه. چه فايده كه پي گيري كنم؟ فقط وقتمو تلف كردم.»
و اگر بخواهي كمي خاص تر نظر آنان را بداني مثل اين دانشجوي سال سوم به تو مي گويند: مقام معظم رهبري با نامگذاري سال ٨٣ به نام سال پاسخ گويي، تكليف مسئولان را براي هميشه روشن كردند.
طبيعي است كه مردم همه بايد با پرسشگري و انتقادهاي سازنده خود از مسئولان بخواهند به وظايف خود در جامعه اسلامي عمل كنند ولي هنوز بستر تحقق اين كار در كشور وجود ندارد و به خاطر بي نتيجه بودن انتقادات و شكايات برخي افراد رغبتي به اين كار ندارند و برخي دستگاه ها از اين جريان سوء استفاده مي كنند.
احمد قرباني دبير آموزش و پرورش با تاكيد بر ضرورت پاسخ گويي مسئولان برابر جامعه مي گويد:يكي از روش هاي مهم در ارتباطات اجتماعي ايجاد بستر انتقاد و پيشنهاد براي مردم است و در سال پاسخ گويي اين وظيفه به عناوين مختلف به مسئولان گوشزد شد.
بدون ترديد اگر شرايط تعاملات دو سويه در جامعه مناسب باشد، به همان ميزان مردم نسبت به پي گيري مشكلات خود بي تفاوت نخواهند بود و امور به سمت اصلاح شدن پيش مي رود ولي اگر مردم در پي گيري كارهاي خود بي تفاوت شده اند به اين دليل است كه راه انتقاد را در برخي سازمان ها مسدود مي بينند.

نقش مديران
سوال اصلي اين است كه چرا بعضي افراد نسبت به پي گيري مشكلات خود در سازمان ها و ادارات بي رغبت شده اند و نقش مديران سازمان ها در شفاف سازي و پاسخ گويي به مردم چيست؟
اگر مديران زمينه هاي ارتباط مناسب را براي پاسخ گويي به ارباب رجوع فراهم كنند، شرايط براي پي گيري كارها مهيا مي شود.
دكتر احمد كاظمي مدرس دانشگاه و صاحب نظر در رشته مديريت با اشاره به اين موضوع مي گويد: مديران بايد به مهارت هاي ارتباطي و نقش ارتباطات خود در سازمان ها به طور جدي توجه كنند و برنامه ريزي در اين زمينه باعث مي شود كه روش هاي بهبود ارتباطات را در تعاملات سازماني خود، با محيط پيرامون لحاظ كنند، به عبارت ديگر هر چه مديران دست به خود افشاگري بزنند و از شيوه هاي « بازخورد عملكرد» استفاده كنند به همان ميزان شرايط براي ارتباطات مناسب فراهم مي شود. ولي طبيعي است وقتي ارباب رجوع با محدوديت هاي شديد روبه رو مي شود، از پي گيري  كار خود نيز منصرف مي شود.
وي اضافه مي كند: در واقع اگر مديري راه هاي ارتباط خود با مردم يا مسير پي گيري كار ارباب رجوع را در سازمان ها مسدود كند، به اين معناست كه نقطه ضعف هايي دارد و حاضر به پاسخ گويي برابر مردم نيست. اين نوع نگرش باعث مي شود كه مردم در مراجعه به سازمان ها به مرور به سمت بي تفاوتي پيش بروند و حتي نسبت به اموري مثل افزايش نامعقول و حتي اشتباه در ارقام ذكر شده در قبض هاي آب، برق، تلفن، تعرفه هاي پزشكي، ماليات و عوارض بي تفاوتي نشان دهند.
وجدان كاري
ولي دكتر جعفري مسئول پي گيري دفتر ارزيابي عملكرد و پاسخ گويي به شكايات مردمي استانداري خراسان رضوي مي گويد:سر جمع بررسي ها نشان مي دهد كه شكايات مردم از مراجع خارج از يك سازمان كم شده است و مراجعه كنندگان شكايات خود را در داخل سازمان پي گيري مي كنند كه اين تغيير رويكرد جاي تامل دارد.
وي اضافه مي كند: دفتر پاسخ گويي به شكايات مردمي استانداري با نگرش پاسخ گويي به عنوان يك فرضيه، از بيش از ٧٠ سازمان و اداره دولتي و غير دولتي دعوت به عمل آورد تا شاخص هاي لازم را براي ارزيابي عملكرد سازمان ها رصد كند.
در تعيين شاخص ها به عنوان مثال تعداد شكايات در دست اقدام، ميانگين رسيدگي به شكايات در روز، تعداد جلسات عمومي سازمان ها با مردم و رسانه ها، تشويق و توبيخ مديران و كاركناني كه با مردم حسن برخورد يا رفتار نامطلوب دارند و همچنين اصلاح ساختار اداري و نوع سيستم ارتباطي با مردم و… مورد توجه قرار گرفت و پي گيري مردم نسبت به مشكلاتشان بيشتر شده است.
در اين بين درصد طرح مشكلات معيشتي از ساير موارد بيشتر گزارش شده و شكايات مردم به دادگستري و سازمان بازرسي كاهش يافته است.
دكتر جعفري درباره راهكارهاي نهادينه شدن فرهنگ پي گيري در جامعه مي گويد: براي نهادينه شدن فرهنگ پي گيري بايد وجدان كاري در مديران و كاركنان تقويت شود. مديران و كاركنان با اعتقاد به معاد بايد وجدان كاري را در خود براي خدمت به جامعه نهادينه كنند.
آيا جاي تاسف نيست كه در كشورهايي كه اعتقادي به دنياي واپسين ندارند، وجدان كاري وجود داشته باشد و پاسخ گويي به مردم تكليف شود اما برخي مديران و كاركنان ما نسبت به اين مهم بي تفاوت باشند؟
از سوي ديگر مردم هم بايد مشكلات خود را به صورت ملي و نه فردي ببينند و با اين نگرش در اصلاح امور جدي باشند. مردم نبايد از حق خود بگذرند. ترويج فرهنگ پي گيري و انتقاد با بي تفاوتي ممكن نيست.
ترويج فرهنگ پي گيري
مقام معظم رهبري بارها گفته اند كه نمايندگان مجلس از دولت پاسخ بخواهند و خود نيز برابر مردم پاسخ گو باشند.
اما براي پاسخ گو كردن مسئولان بايد تلاش شود و شرايطي در كشور به وجود آيد كه همه برابر يكديگر احساس مسئوليت كنند و به راحتي مشكلات خودرا مطرح و كارها را پي گيري كنند.
حجت الاسلام والمسلمين عسگري نايب رئيس كميسيون اصل ٩٠ با بيان اين مطلب مي گويد: وقتي در جامعه اختلاف طبقاتي به وجود مي آيد براي كساني كه مرفه اند، چون مشكل چنداني ندارند، پي گيري كارها هم معنادار نيست.
از طرف ديگر قشر آسيب پذير و افراد مستاصل جامعه وقتي احساس كنند كه راه انتقاد و شكايت بسته است و حرفشان به جايي نمي رسد، پي گير مشكلات خود در سيستم اداري نخواهند بود.
از سوي ديگر افراد متعهد ممكن است به دلايل مختلف پي گيري هاي مستمر را خيلي مصلحت ندانند و ترجيح بدهند با مشكلات بسازند و انتقاد خود را به نوعي تضعيف قواي سه گانه تلقي كنند.
ولي واقعيت اين است كه هر چه فضاي اداره ها و سازمان ها سياسي تر باشد، انتقاد هم مشكل تر خواهد بود.
وي بيشتر شكايت مردم را به كميسيون اصل ٩٠ درباره اشتغال، مسكن، مواد پروتئيني، ارزاق عمومي و سهميه بندي بنزين توصيف مي كند و مي گويد: در حال حاضر با توجه به شكايات مردمي، چوب خط وزير بازرگاني و جهاد كشاورزي پر شده است چون بخش زيادي از شكايات مردم درباره عملكرد اين دو وزارت خانه است.
همچنين مردم به طور مرتب از نمايندگان مي خواهند كه بنزين آزاد طبق تبصره ١٣ ارائه شود، ولي هنوز پي گيري هاي نمايندگان به جايي نرسيده است. اين شكايت ها نشان مي دهد كه مردم از ارائه شكايت به خود آن سازمان يا وزارت خانه به نتيجه نرسيده اند و دست به دامان مجلس شده اند.
در حالي كه وقتي مردم احساس كنند كه گوش شنوايي هست و در سيستم اداري مشكلات آنان، رفع مي شود، بدون ترديد پي گير كار خود خواهند بود.
وي متذكر مي شود: در واقع فلسفه سال پاسخ گويي اين بود كه فرهنگ پاسخ گويي در كشور ترويج شود، تا همه مردم برابر يكديگر احساس مسئوليت كنند.
با چنين نگرشي مردم نسبت به كوچك ترين مشكل زندگي خود پي گير خواهند بود و ادامه اين رسالت بر عهده همه مسئولان و رسانه هاست.
به هر حال وقتي ساختارهاي بوروكراتيك هر روز پيچيده تر مي شود و برخي مسئولان خود را برابر مردم پاسخ گو نمي دانند، مردم از سر استيصال پي گير مشكلات خود در جاهاي ديگر خواهند شد و يا به سوي بي تفاوتي پيش مي روند اما با بي تفاوتي سرنوشت هيچ ملتي تغيير نخواهد كرد.

Posted by Mohsen Moossavi in 13:46:49 | Permalink | Comments Off